ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ بهمن ،۱۳۸۳  

سلسله مراتب و روابط قدرت

 

ساختار اجتماعي و سياسي ايل و همچنين روابط و سلسله مراتب قدرت در ايل نمود آشكاري در افسانه ها و متل هاي قشقايي دارد . بنابراين خالي از لطف نيست كه نگاهي به اين مناسبات بيندازيم :

از نظر سلسله مراتب ، كوچكترين نهاد ايل خانواده است . طبيعي است كه در جامعه سنتي ايلي مسئوليت اداره امر خانواده تماما بر عهده پدر باشد . چند خانواده هم تبار كه در مسائلي از قبيل سرزمين و مرتع و خويشاوندي با هم مشتركند ، جامعه كوچكي را تشكيل مي دهند كه بنكو ناميده مي شود . ريش سفيدي از بين اهالي بنكو مسئوليت اموري مثل زمان كوچ ، انتخاب محل يورت ( اتراقگاه ) ، اجاره و تهيه مرتع ، حل و فصل اختلافات و شركت در مجالس عقد و عروسي به عنوان شاهد و ... را به عهده مي گيرد .

مجموعه اي از بنكوها كه معمولا با هم در حركتند و با هم اتراق مي كنند تيره ناميده مي شود . چون تيره برخلاف بنكو يك واحد سياسي و اجتماعي است اهالي تيره آنگونه كه در بنكو شاهد بوديم تنها به دليل قرابت و خويشاوندي در كنار هم نيستند بلكه بر اساس نيازها افراد غيرخويشاوندي مانند شبانان ، داروغه ها و كارگراني به درون تيره ، جلب و پذيرفته مي شوند . سرپرستي تيره را كدخدا بر عهده دارد كه مسائل مربوط به اختلافات و دزدي ها و جنگ و ستيزها ، تصميم گيري درباره روابط بين تيره ها ، اخذ و وصول ماليات جهت ايلخاني و اداره امور داخلي تيره ، وساطت ميان اهالي تيره با كلانتر و ... برعهده وي است .

مجموعه اي از تيره ها كه سابقه طولاني در معاشرت ها ، مالكيت ها و همكاري هاي طايفه اي داشته اند تشكيل يك طايفه را مي دهند و زير نظر كلانتر اداره مي شوند . مسئوليت كلانتر بيشتر مسائل نظامي و سياسي است و او قبل از هر چيز مسئول سازماندهي قدرت و تجهيزات قدرت براي مواقع بحراني مثل جنگ ها و تجاوزها و شورش ها است . مقام كلانتري موروثي است و خانواده هاي خاصي وجود دارند كه اعضاي آن شايستگي ، توانايي ، وقار و شوكت لازم براي انتصاب در اين سمت را دارند . اما نهايتا ايلخان است كه از خانواده هاي شايسته ايل دست به انتخاب كلانتر زده و قدرت را به وي تفويض مي كند .

سرانجام اين جامعه كه ايل ناميده مي شود با تمام مراتب و سلسله مراتبش تحت فرمان شخصي مقتدر قرار دارد كه ايلخان ناميده مي شود . ايلخان بايد به صفاتي آراسته باشد كه بعضي از اين صفات اگر در شخصيت شخص ديگري به جز ايلخان يافت شود اغلب ناپسند شمرده مي شود . از جمله اين صفات مي توان به اين موارد اشاره كرد : خشونتي ذاتي و دائمي دارد ، به هركس اجازه جلوس در حضور خود را نمي دهد ، با هر كسي شوخي نمي كند ، با افراد عادي كمتر صحبت كند ، تندمزاج و آتشين خلق است ، داراي اصالت خانوادگي و شجره نامه اي طولاني و ... ايلخاني با چنين ويژگي هايي وظيفه سرپرستي و تشكيل يكپارچه ايل ، رسيدگي به اوضاع سياسي و اجتماعي ايل ، انجام امور دولتي ايل ، تجهيزات لشكري و آمادگي رزمي ايل ، محاسبه ماليات ها و تحويل به موقع به مقامات مركزي ، رفع اختلاف بين طوايف بزرگ ايل ، تهيه كليه برنامه هاي تداركاتي ايل ، برنامه ريزي و حركت كلي ايل و ... را بر عهده دارد .

اگر به وظايف ايلخان بنگريم متوجه مي شويم كه همچنان صحبت از قدرتي مافوق ايلخان در ميان است كه ايلخان با تمام شوكتش در برابر او مسئوليت اخذ و وصول ماليات را برعهده دارد . اين پادشاه نامعلوم كه هيچ نشاني از او در داخل جامعه ايلي وجود ندارد اما همه چيز سرانجام به او ختم مي شود همان قدرت مركزي است . قدرتي كه همواره قدرتهاي ديگر را به حاشيه مي راند و آن قدر اقتدار دارد كه توانسته است به خرده جوامع زير دست خود بقبولاند كه آنها از ابتدا و براي هميشه حاشيه و زير دست بوده و خواهند بود . اين قدرت عليرغم اينكه بر تك تك افراد ايل سلطه دارد اما هميشه جايي بيرون از سلسله مراتب قرار مي گيرد . وجودي مسلم و بي نياز و فارغ از تمام آداب و رسوم و سلسله مراتب موجود .

حال با اين طرح سلسله مراتبي كه ارائه داديم به سراغ افسانه ها و متل هاي ايل قشقايي مي رويم .

 


کلمات کلیدی: