ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸۳  

بررسي عناصر تاثيرگذار فرا متني در متن متل ها و افسانه ها

 

اگر متلها و افسانه هاي ايل قشقايي را در گذر زمان متني واحد در معناي گسترده متن بدانيم ، آنگاه مي توان با بررسي عناصر داستاني آنها و موتيف هاي تكرار شونده در آنها و درونمايه هاي آنها به نتايجي رسيد كه ما در اين نوشته به آن مي پردازيم . به عنوان مثال - براي روشن شدن موضعمان -  مي توان در مورد اينكه ساختار طبقاتي ايل و نظام سياسي و اجتماعي ايل چگونه در ساختار اجتماعي و سياسي و روابط قدرت در جهان داستاني متل ها و افسانه هاي قشقايي نمود پيدا كرده اند ؟ بحث كرد و به نتايج نشانه شناختي و حتي جامعه شناختي و روانشناختي جالبي دست يافت :

 

عنصر كوچ و كوچ انديشي

 

گفتيم كه مردمان ايل به تناسب شيوه زندگي خود همواره سر به سوي آسمان و نگران زمين و اوضاع جوي هستند . جمعيتي را تصور كنيد كه در دل دشتي پهناور دور هم جمع شده و سيه چادر هايشان را - كه خانه اي است با قابليت برافراشتن و جمع كردن بسيار سريع برافراشته اند و به زندگي روزانه مشغول هستند . اما اندكي تغيير در سرعت نسيمي كه مي وزد ، يا سايه ابري كه روي دشت مي دود ، بي درنگ شور حركت را در جانها به حركت در مي آورد . در اين دشت پهناور، سكون و سكوت و ركود براي لحظاتي برقرار مي شود اما همواره حركت و جنبش و سيلان به شكل بالقوه در دل اين سكون و ركود جاي دارد . مردم اين ايل حتي در حين اتراق و خواب و استراحت در حركت بالقوه هستند . اينان در انتخاب شكل زندگيشان ، افزار زندگيشان ، نوع لباسشان و به طور كلي در همه امور زندگيشان يك عامل بسيار مهم ( حركت ) را همواره دخالت داده اند . خانه هايي انتخاب كرده اند كه به آسانترين شكل ممكن قابل بناكردن و جمع كردن است . افزار زندگي را به نحوي انتخاب كرده اند كه به آسانترين شكل ممكن بتوان آنها را انتقال داد و مورد استفاده قرار داد . لباس هايي پوشيده اند كه بيشترين امكان تحرك و شتاب را به آنها مي دهد . لباس هايي كه باد به راحتي در آنها مي دود و تن خسته و عرق كرده را نشاط مي بخشد تا مبادا حركت - اين راز مقدس زندگي ايلي -  دشوار گردد .

 من مايلم از اين روش و شيوه تفكر ، زندگي و احساس با كلمه » كوچ انديشي « ياد كنم . اما كوچ و كوچ انديشي چه تاثيري در محتوا يا فرم متل ها و افسانه هاي ايل قشقايي مي تواند داشته باشد ؟ مي خواهم ادعا كنم كه كوچ ، تحرك ، حركت و شتاب شكل و فرم اصلي متلها و افسانه هاي قشقايي است . در اين جهان هاي داستاني حركت به آسانترين شكل ممكن است . در واقع هيچ مانع واقعگرايانه يا منطقي يا حتي داستاني نمي تواند حركت و سيلان را در جهان داستاني اين متل ها محدود كند . در اين جهان داستاني ، حركت و جابجايي چه در زمان و چه در مكان چنان سهل و سريع انجام مي گيرد كه انگار در اين جهان هميشه باد مي وزد و همه چيز اختيار خود را به دست باد سپرده اند . جهش هاي زماني و مكاني كه به دفعات در يك افسانه يا متل رخ مي دهد هيچ جايي براي سكون و ركود والبته » تامل « باقي نمي گذارد .

مي توان گفت در اين افسانه ها و متل ها بيشتر با گسترش زماني و مكاني رويدادهاي داستاني روبرو هستيم تا با تراكم آنها . گذشته از حركت و رواني خارق العاده در طرح و داستان اين متل ها شايد بتوان گفت اهالي اين جهان هاي داستاني شامل انسانها ، حيوانات ، هيولاها ، اژدرها و موجودات فوق طبيعي و ...   نيز همگي مثل اهالي ايل كه در جهان واقعي و نه داستاني ميزيند ، همواره بالقوه در حال حركتند . شور حركت و تحرك حالتي است كه بين اهالي ايل و اهالي جهان داستاني ايل مشترك است .

و سرانجام مي توان گفت اين حركت و تحرك از واقعيت زندگي كوچ نشيني اهالي ايل به جهان داستاني متل ها و افسانه هاي ايل سرايت كرده است . شايد بتوان تاثير اين كوچ انديشي را در ذهن مردم ايل نيز يافت . مردم ايل اغلب داراي ذهني هستند كه ما به دلايل مختلفي عادت داريم آن را كودكانه بدانيم . ذهني كه به اصل حركت و گريز بيشتر وفادار است تا به اصل سكون و تمركز .

حالت شديدتر اين ويژگي سيلان و عدم تمركز را در ذهن بيماران اسكيزوفرنيايي سراغ داريم . ما عادت كرده ايم كه » ذهن اسكيزوفرنيايي « را با » عقل سليم « مقايسه كرده و آن را ناهنجار و بيمارگونه بدانيم . اما چرخش هاي نظري اخير كه همگان را متوجه ذهن جالب بيماران اسكيزوفرنيايي كرده است و حتي به اين قائل شده است كه » هيچ مرز دقيقي بين واقعيت و خيال موجود نيست « لزوم يك بازانديشي درباره ساختارهاي غير منطقي و حتي ساختارگريزي را مطرح مي كند . و اينهمه نشان مي دهد كه همانطور كه ايتالو كالوينو ، نويسنده ايتاليايي ، در » شش يادداشت براي هزاره بعدي « اشاره مي كند ، حركت و سرعت عنصرهايي هستند كه مي توانند و بايد در داستان نويسي امروز مورد توجه قرار گيرند .

 


کلمات کلیدی:
متل ها و افسانه های ايل قشقايی
ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ تیر ،۱۳۸۳  

دوستان عزيز قصد داريم در اين نوشته و چند نوشته آينده نگاهی به متل ها و افسانه های ايل قشقايی داشته باشيم . با اميد به اينکه اين مجموعه مطالب هم برای شما جالب باشد و هم  من بتوانم نظر شما را به سوی گنجينه ای که برای خودم جالب بوده جلب کنم :

ابتدا معرفی مختصری از ايل قشقايی برای شروع بحث لازم است :

معرفي مختصرايل قشقايي

 

 

كوهپايه هاي جنوبي زاگرس و جلگه هاي هموار آن تا دشت هاي شمالي فارس و دامنه هاي زردكوه در مسيري كه حدود 600 كيلومتر مسافت دارد ، ساليانه دوبار توسط جمعيتي چادرنشين پيموده مي شود كه بيشتر ايام عمر خود را در حال كوچيدن بر اين دشتهاي هموار و كوههاي صعب العبور هستند . اين جمعيت بخشي از ايل بزرگي هستند كه » قشقايي « نام گرفته است .

زبان مردمان اين ايل تركي است . اما به دليل نزديكي و اختلاط فراوان با فارسي از زبان تركي آذري يا تركي فاصله گرفته و به شدت با زبان فارسي آميخته شده است . ريشه يابي طوايف ايل نشان از خويشاوندي نزديك با آذربايجانيها مي دهد . از نظر قيافه شناسي ، رنگ پوست بدن ، موهاي طلايي و چشمان سبز آبي بعضي از مردم قشقايي با قفقازي ها شباهت زيادي دارند .

در مورد قدمت اين ايل هيچ سخن معتبري وجود ندارد و تخمين ها آنقدر متفاوت ( از 200 سال تا حتي 4000 سال گفته شده ) است كه بهتر است اصلا به آن نپردازيم .

در يك تقسيم بندي نسبتا كلي ايل به اين طوايف تقسيم مي شود : طايفه دره شوري ، طايفه كشكولي ، طايفه فارسيمدان ، طايفه شش بلوكي ، طايفه عمله ، طايفه كشكولي كوچك ، طايفه قراچه اي ، طايفه صفي خاني ، طايفه جعفربيگلو ، طايفه نمدي ، طايفه ايگدر ، طايفه رحيمي .

از آنجايي كه هدف اصلي اين نوشته بحث پيرامون متل ها و افسانه هاي ايل قشقايي است و نه چيز ديگري ، توصيف و تشريح ايل را رها كرده و به ويژگي ها و خصايص فرهنگي ، اجتماعي ، تاريخي و سياسي مي پردازيم كه در شكل گيري و ساختار بخشي متل ها و افسانه ها نقش غير قابل چشم پوشي داشته است . به نظر نگارنده اين رويدادها و ويژگي ها بر روي ذهن تاريخي مردم ايل تاثير گذاشته و باعث به وجود آمدن اين داستانها ، اين شخصيت هاي داستاني ، اين جهان داستاني ، اين درونمايه ها و اين موتيف ها مي شود كه در متل ها و افسانه ها شاهد هستيم . هر چند در طول تاريخ به دلايل متنوعي در اين متل ها تحريفاتي صورت گرفته است . شايد بهتر باشد بگوييم تغييراتي رخ داده است . زيرا به نظر مي رسد هيچ گريزي از اين تغييرات نبوده است . به ويژه به اين دليل كه تنها راه انتقال و سرايت اين متل ها و افسانه ها به نسل هاي جديدتر نقل شفاهي آنها توسط پيرمردان ايل براي جوانترها و بچه ها بوده است . و به مرور زمان دلايل گوناگوني از جمله ورود تكنولوژي به جامعه ايلي و از همه مهمتر گسترش سرطان وار رسانه هاي مختلف كه حالا جايگزين شب نشيني هاي ايلي شده اند باعث شد كه نقل شفاهي كه تنها عامل زنده ماندن و انتقال اين متلها و افسانه ها بوده از بين برود و آنها به دست فراموشي سپرده شوند .

متاسفانه هيچ پژوهشي نيز براي ثبت دقيق اين داستانها انجام نگرفته است . چند اقدام ناقصي نيز كه صورت گرفته اساسا نمي تواند پژوهش نام گيرد . زيرا اين جمع كنندگان داستانها برخوردي كاملا شخصي با اين داستانها داشته و گاه تغييرات بسيار نابجايي در آنها داده اند . اين تغييرات كه به يك باره و توسط يك شخص در اين افسانه ها صورت گرفته با آن تغييراتي كه چند سطر بالاتر به آن اشاره شد و شرط گريزناپذير انتقال يك محصول فرهنگي از نسلي به نسل ديگر هستند تفاوت بنيادين دارد . ضمن احترام به تلاش هايي كه تا كنون صورت گرفته بايد گفت در اين جمع آوري ها و ضبط كردن ها به شفاهي بودن اين فرهنگ ها هيچ توجهي نشده و اتفاقا تمام تلاش بر اين بوده است كه نثر نگارش و سبك و شيوه هاي بيان و حتي گاهي طرح اين افسانه ها را به قالب ها و شيوه هاي متعارف فرهنگ هاي مكتوب كه اغلب مستعمل و كليشه اي نيز هستند تبديل كنند .

اينجا بايد نكته اي را يادآور شوم و آن اينكه ، دقت و تلاش براي وفاداري به اصل معيارهايي است كه تنها ويژه پژوهشهاي فرهنگي و مردم شناختي است و به هيچ وجه نويسنده يا هنرمندي كه مي خواهد بر اساس اين فرهنگ هاي شفاهي كار خلاقه انجام دهد ، الزامي به دقتي آنچنان و تلاشي آنچنان براي وفادار ماندن به اصل ندارد . زيرا وظيفه او جمع آوري و ثبت و ضبط فرهنگ نيست بلكه او رويكردي خلاقه به اين متون دارد و بس .

از آنجايي كه هدف اين نوشته جمع آوري و ضبط اين متل ها و افسانه ها نيست و تنها بررسي آنها آن هم با رويكردي خاص مد نظر است ، بنابراين ما هم ناچاريم در بررسي خود به همين منابع آشفته و ناقص و تحريف شده ( اين بار دقيقا همين كلمه منظور من است ) مراجعه كنيم . اما اميدواريم پژوهش هايي مناسبتر و نزديكتر به واقعيت شفاهي بودن و نه مكتوب و حتي ادبي بودن اين متلها در آينده صورت گيرد .

 

 

تصویری از کوچ ایل قشقایی

 


کلمات کلیدی: