بازی خوردن با توهم بازی كردن
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٤  

بدجوری بازی خورده ايم . خودمان هم می دانيم . اما بيش از هر زمانی برای بازی خوردن آماده ايم . اساسا آمدن اين دو نفر بازی حساب شده ای بود تا اكنون در اين تنگنا به كسی كه تاكنون اعتمادی بهش نداشتيم با جان و دل روی بياوريم تا مبادا در دامان آن يكی بيفتيم . دامان هر دو پر است از دروغ و ستم . يكی پنهان و با پوششی از راستی و صداقت و ديگری دروغی آشكار و جسور . حالا اگر ما وارد بازی بشويم كه احتمالا می شويم يعنی پذيرفته ايم كه اينها بازی نبوده اند . يك بار ديگر بازی را تحكيم می كنيم . با رضايت . انگار كه حماسه ای ساخته ايم .

 چه زيركانه و با اطمينان گفت : به هر كجا كه برويد به سمت من آمده ايد .

چنان برای پيشگيری از اتفاق خاصی ترغيب شده ايم كه يادمان رفته است موقعيتی كه در آن مجبور به انتخاب اين يا آن هستيم با تقلب و دروغ و اعمال فشار برقرار شده است . يادمان رفته كه كسانی به اين ماجرا اعتراض كرده اند اما اكنون تنها و بی ياور مانده اند  . فراموش كرده ايم كه برای اولين بار به ساحت مقدس عروسك گردان بزرگ اعتراض شده است و ما بايد آن را غنيمت بدانيم و بر آن پافشاری كنيم كه اگر بويی از آزادی تاكنون شنيده باشيم از همين جسارت ها و نافرمانی ها بوده است نه از اين حماسه سازی های دروغين . نه از اين سيل انسانهای بازی خورده راضی بلكه ازتك و توك معترضين جسور و ناراضی .

به پيرامون خود نظری بيفكنيد . شما داريد به سوی هدفی آشكار رانده می شويد . اين بازی كردن نيست اين بازی خوردن است . از تنگنا نهراسيد ما اكنون فقط دو گزينه در روبروی خود نداريم . گزينه های ديگری هم داريم : ترك كردن بازی ، وقت تلف كردن ( چون آنچه اين سيل را به پيش می برد وقت كمی است كه ظاهرا در اختيار داريم . اما اين قراردادی بيش نيست می توان آن را شكست ) ، لحظه ای در جايگاه تماشاگر قرار بگيريد . متوجه می شويد كه آن كه قويتر است و اشراف بيشتری به بازی دارد چه آسان قواعد بازی را دستكاری ، تحريف و پايمال می كند در حاليكه ما بايد به قواعدی كه ظاهرا بر بازي حاكم است وفادار باشيم .


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٤  

 


کلمات کلیدی:
مخمل ناز
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٤  

ديده عقل ز انديشه عشقش كور است

                     آفت حادثه از مخمل نازش دور است

                                      با كه گويم كه چه سان رهزن ماست؟

                                                              يا چه سان خانه وصلش گور است؟!


کلمات کلیدی: