کتاب ، راهنمایی که دانشگاه های ما نیستند
ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸۸  

سلام دوستان عزیز

خوبید ؟

خبرگزاری کتاب با من مصاحبه ای راجع به ترجمه کتاب درآمدی بر فلسفه و ادبیات نوشته اوله مارتین اسکیلاس انجام داده که با عنوان " کتاب ، راهنمایی که دانشگاه های ما نیستند " در وب سایت این خبرگزاری منتشر شده . هر چند موضوع مطرح شده در عنوان این مطلب بیان تیتروار و خبرنگارانه یکی از مسائلی است که من در این مصاحبه مطرح کرده ام ، ولی راستش الان که در مقام یکی از خوانندگان این مصاحبه قرار گرفته ام یه حسی از این تیتر به من دست میده که خیلی مطلوبم نیست . می دونید از این که احساس شود دارم همه را زیر سوال می برم تا تحفه خودم را شیرین تر بفروشم زیاد خوشم نمیاد . البته دست خانم میری ، مصاحبه گر و تنظیم کننده این مطلب ، درد نکنه و خیلی ممنونم که این مطلب را به این خوبی و درستی کار کرده اند . ولی الان با خودم میگم کاش تاکید می کردم که این نکته ، و مخصوصا این نکته ، را تیتر نکنند . البته نمی دونم شاید تیتر مطلب به من ربطی نداشته باشه و این حق مصاحبه کننده است که تیتر مطلب را تنظیم کند . شاید هم این بهترین تیتری است که برای این مطلب می توان انتخاب کرد . این فقط احساس من پس از خواندن مصاحبه بود که نمی تونستم یه جایی نگم یا ننویسم . چون شاید به کس دیگری هم این احساس دست بدهد . شاید من زیادی حساسم . نمی دونم ... به هر حال . ضمن تشکر مجدد از ایشان ، از شما عزیزان هم می خوام که لطف کرده به نشانی زیر سری بزنید و این مطلب را مطالعه کنید ، نظر هم یادتون نره . خوشحال میشم .

http://www.ibna.ir/vdcjahei.uqemtzsffu.html

راستی از این که خیلی کم فرصت می کنم به وبلاگ های شما سر بزنم معذرت می خوام . شاید شما هم با من هم نظر باشید که هر روز که میگذره آدما بیشتر میرن تو خودشون البته نه این که خودشون بخواند بلکه یه جورایی بهتره بگم رانده میشن . ای وای ، ... قورمه سبزی ... فعلا ... خداحافظ .


کلمات کلیدی: