شعر شاعران ديگر (۱)
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ تیر ،۱۳۸٢  

۱ - بهرام اردبیلی


در اشعاري كه از بهرام اردبيلي در دست داريم ، يك نكته بيش از همه جلب توجه مي كند :
اشعار اردبيلي سطرها و بندهاي بسيار درخشاني دارد كه جملگي از بداهت و سرزندگي تخيلش حكايت مي كنند .، اما اين سطرها و بندها ب ندرت در تعامل همگام با يكديگر به يك شعر متشكل كامل دست پيدا مي كنند . به نظر مي رسد آنچه كه دكتر براهني درباره اشعار اوليه بيژن الهي نوشت : « الهي بيشتر شاعر سطرهاي درخشان است» ( طلا در مس ،صفحه 1241 ) بيشتر در مورد اردبيلي صادق باشد . چرا كه در نقد ديگري نشان خواهیم داد كه چگونه الهي از سطرهاي درخشان به شعرهاي درخشان رسيد و اين مسير را از اشعاري كه ابتدا در «جزوه شعر » چاپ كرد تا اشعار مجله « تماشا » صعودي پيمود . اما اردبيلي همچنان كه رويايي هم گفته است : « هميشه همان شيوه بياني خود را صيقل داد »( از سكوي سرخ ،صفه 57)
اردبيلي دو دسته شعر دارد : يكي اشعار شخصي اوست و دسته ديگر اشعاري كه بر اساس شخصيت هاي داستاني ادبيات كهن ايراني و بعضي از اسطوره هاي هندي سروده است .( بهرام اردبيلي مدتي را در هند بسر برد . به لحاظ جامعه شناسي شعري جالب وجه است كه در دهه چهل اغلب شاعران ايراني كه گرايشهاي عرفاني در كارشان مشهود بود سفرهايي به هند و خاور دور كردند سهراب سپهري ، اسماعيل شاهرودي ، بهرام اردبيلي و …)
اردبيلي بيشتر در اشعار شخصي اش به آن شعر متشكل و غيرقابل تجزيه دست مي يابد و به تعبير رويايي «خلق قطعه » مي كند چنان كه شعر را نمي توان جدا از تمام آحادش خواند و لذت برد . يكي از اين اشعار همان شعر « ذوذنبي بر خاك»است كه در همين وبلاگ آن را خوانده ايد . ديگري شعري است كه در آن هم مفردات و تركيبات شعر با يكديگر ارتباط دروني دارند و نخي نامريي اما محكم آنها را به يكديگر وصل مي كند : شعر « حلقه ي افق »

1


سوار ،
با خنجري از ابريشم
عاج ، پيچيده بر ترمه ي برفي
شمشادي كه بلند نيست ، مطول است

2



بي گمان ،
تو براي مداواي انزواي من
مرگ را بايد در استوايي ترين قاره ي آفتاب
كه مشرق نوبنيادش را
از تكان كتف هاي گندمگون من
خواهد شناخت
از عزيمت خود شرمگين كني .

3



نه ، نه ، نه ،
تو تنها اقلقياي يادبود مني
كه به خاطر مزار نروييده اي .

4



تابوتي از مفرغ
كه در باران ها زنگ نمي زند و بر شانه ها
به سبكي ي ستاره ي ستواني روستازاده ست ،
در فرصت اين شمشاد
تشييع مي شود
و با صفير خاموش چشمي

مثلث تنهايي ام به هم مي ريزد .

در جاي جاي شعر بيان خاص و غيرمقلدانه اردبيلي را مي بينيم . به نظر مي رسد اردبيلي به اين تعريف از شعر « شعر ناميدن دوباره اشياء است » اعتقاد دارد . شمشادي كه بلند نيست ، مطول است . صفت مطول را به جاي بلند براي شمشاد مي خواهد . اردبيلي تقريبا در تمام اشعارش ابتدا يك صحنه آرايي يا طرح وضعيت مي كند و آنگاه « مي سرايد ». در اين شعر سطرها نوعي ارتباط دروني با يكديگر يافته اند . پاساژهاي ارتباطي محذوف است تا در سپيدخواني متن توسط خواننده كشف شوند . «حلقه ي افق» هرچند به درخشندگي و يكپارچگي « ذوذنبي برخاك » نيست ، اما توانسته به كليتي شعري دست يابد . به شعري از اشعار دسته دوم بهرام اردبيلي مي نگريم :

پيكر دوم از هفت پيكر
شبانه ليلي به بازخواني ي قيس


گيسو به باد پيچيده بانوي قيس
شفا مي طلبد
از در درهاي باديه .

ياشه مي گذرد
شبق از گيسويش
عشق ،
در حجله گاه خليفه.

كاسه در كاسه صف كشيده به دريوزگي
كه هلاهل
در مطبخ بازرگان .

شانه ي انگشت
به شن مي كشد
شاخه به شاخه
زيتوني رنگ .

هان اي كمند تافته
قد بيفراز
تا كجاوه ي اول .
بازگشت

عشق در قبيله ي من
خنكاي برف است و
شعور ضمني آب .

هفت دروازه ي آسمان
از آن هفت پيكر ناظم
من اگر كفني داشتم
نگاه ليلا مي كردم و
مي مردم .


همان طور كه ملاحظه مي كنيد فواصل بين هر بند به يكپارچگي شعر لطمه زده است . اردبيلي زياد تقطيع مي كند و همين تقطيع به بند بند شدن شعر او مي انجامد . اما هر بند به خودي خود زيباست . بيان مهيب و اسطوره گون اردبيلي در جاي جاي شعر پرنيرو نفس مي كشد . نبض شعر او قوي است اما حيف كه لاينقطع و مداوم جريان نمي يابد .
عشق / در قبيله ي من / خنكاي برف است و /شعور ضمني آب
تعبير بكر و خاص اردبيلي از عشق است كه همچون تعبير بديهي و ويژه احمدرضااحمدي در « هواي گرم / عشق ما تعارف پنير بود و /قناعت به نگاه در چاه آب » ( وقت خوب مصائب ، 1347) نمي توان برايش بديلي در شعر معاصر متصور شد . و يا سطور پاياني شعر من اگر كفني داشتم /نگاه ليلا مي كردم
و / مي مردم . بسيار زيباست .
بهرام اردبيلي به « حالتهاي ترك و طغيان رسيد و شعر را رها كرد »
( يدالله رويايي ، ماهنامه كلك شماره 21 )
حيف و صد حيف از يك چنين ذهن سرشار و پرباري .

نگارنده : غلامرضا صراف


دوستان عزیز مقاله (شعر شاعران دیگر ) به صورت سریالی ادامه خواهد داشت . پس بهتر نیست لینک بدهید ؟ ممنونم !!!
کلمات کلیدی: