کمی زمخت است نه ؟
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٢  

 

من كه اينجايم نمي دانم آنجا بودن چگونه است . اما مي دانم آنجا كه باشي حتی اگر قرنها تجربه زیستن در اینجا را پشت سر داشته باشی باز وقتی پشت فرمان قلم (!)قرار می گیری برایت ایران کشوری است به شکل گربه ! ایران کشوری است در منطقه خاورمیانه ! با جمعیت حدودا 70000000نفر و مساحت ... خلاصه ایران جایی است به هر حال روی نقشه نه زير پايت نه لای پايت. و تفاوت تو با خارجی های اطرافت این است که به دلایلی- هر چند فراوان اما دیگر تمام شده و از جنس خاطرات !- ایران برایت محلی از اعراب دارد . آنجا اندیشیدن به ایران هر چند دردآلود باشد اما اندیشه ای است بدون مزاحمت اما اینجا واقعیت بدجوری زمخت و سخت است . در این سطح کس خاصی مسبب سخت و زمخت شدن آن نیست بلکه زمخت است چون واقعیت است و اندیشه شما سیال است و روان و خوش ترکیب چون آن اندیشه بر خلاف اینجا به محض خطور، به دامان سخت و زمخت واقعیت نمی افتد . آنجا که هستید آرمانبافی - البته در رابطه با ایران نه آلمان ؟!!- اصلاح طلبانه ( به معنای واقعی کلمه )است اما اینجا که باشی همه آن آرمانخواهی ها اسلحه ای است در دست حاکم برای حفظ قدرتش . میدانی اینجا وقتی بخواهی درباره نارسایی ها بنویسی به تو چه می گویند:
چرا خودت را آلوده این چیزها می کنی؟!
دقیقا همین حرف را نوشته تو به من می گوید . بی شک نوشته تو با نوشتن تو تمام نمی شود بلکه با خواندن من ادامه می یابد . می دانی اینجا همانهایی که برای حفظ قدرت با چنگ و دندان می کوشند توصیه شان به هنرمندان و نویسندگان چیست ؟
فرم بر محتوا مقدم است .
خیلی اصلاحطلبانه است اما به زعم من کثیف و ناجوانمردانه .من نویسنده نباید خودم را به محتوا آلوده کنم وقتی چیزی به زیبایی و محبوبیت فرم هست . اتاقی خوب و راحت در همسایگی خودشان به من داده اند تا بنشینم و فرم بتراشم با اندکی محتوای بی ضرر . در اتاق بغلی هم خودشان به امور من و تو و همه رسیدگی می کنند .هر دو همسایه ایم . اگر از نوشته های من تعریف می کنند در واقع مرغ همسایه را غاز جلوه می دهند برای رفع مزاحمت مرغ دزدانی که مطمئنا غاز را دوستتر دارند .می بینید واقعیت چقدر زمخت و تناقض دار است . آنچه که آنجا اصلاح طلبی است اینجا حربه ای است در دست قدرتمندان . آنچه که آنجا اسلوبی است زیبایی شناسانه اینجا واکسنی است برای پیشگیری از بیماریها .

آنجا که باشی همه چيز در اينجا يا خوب است يا بد اما اينجاکه باشی خوبی و بدی فاصله ای پيوستار و طيف گونه دارد که من و تو و او و او همه جايی در اين پيوستار داريم .
چاره چیست وقتی واقعیت اینقدر زمخت و بی تناسب است؟ . من فکر می کنم بودن در دل واقعیت وبه جان خریدن زمختی آن چشم در چشم آن دوختن - نه گریختن و از طریق اینترنت مبارزه کردن که متاسفانه هنوز چیزی چندان فراتر از چت کردن نیست و شاید حتی بیفایده تر هم باشد .این راه واقع بینانه تری است برای مبارزه - چقدر این کلمه را خراب کرده ایم که آدم رویش نمی شود آن را به کار ببرد  - با کسانی که زمختی آن را نادیده می گیرند یا حتی ملایم جلوه می دهند . برای نزدیک تر شدن به کسانی که درباره آنها می نویسی کمی باید به سمت زمختی و بی تناسبی و بدبیاری های آنها گام برداری .


کلمات کلیدی: